مراد على شمس

83

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )

گمراه شده و هم او داناتر است به كسى كه به صراط حق رهنمون گرديده است » . تدبّر در آيات مذكور روشنگر است كه فقط ذكر خداوند متعال و آن چيزى كه مايه ياد و مقصد او است راه مستقيم به‌سوى او است و سرپيچى از ذكر او ضلال و گمشدن از صراط حق است . و امّا سنت ، ظاهرا جامعترين آن در اين باب خبر شريف نبوى « انّا معاشر الأنبياء امرنا ان نكلّم النّاس على قدر عقولهم » « 1 » مىباشد . زيرا اين تعبير نشانگر اين است كه بيانات پيمبران عليهم السّلام به‌مقدار تحمل درك و فهم مردم بوده و در ماوراء كلام شريفشان حقايقى مستور بوده است كه از طوق درك عموم مردم خارج مىباشد . اين مضمون در اخبار عترت طاهره عليهم السّلام متكررا وارد گرديده است كه از آن جمله اين خبر مستفيض و مشهور را نقل مىكنيم . « ان حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله الاملك مقرب او نبى مرسل او عبد مؤمن امتحن اللّه قلبه بالايمان ، حديث ما دشوار و درك آن سنگين است واحدى توانايى حمل آن را ندارد مگر فرشته مقرب ، يا نبى مرسل يا بندهء مؤمنى كه خداوند متعال قلبش را در بوته ايمان آزمايش فرموده است » « 2 » . نتيجه اين شد كه در وراء تعليمات پيمبران عليهم السّلام حقايق و اسرارى نهفته است كه اى بسا از شعاع درك عقول و افكار بيرون است . نتيجهء اين فصل را در فصل دوم مطرح و مورد بحث قرار داده مىفرمايد : اكنون كه روشن شد اسرار و حقايقى در باطن احكام الهى و شرايع حقه نهفته و مكنون است ، جاى اين پرسش است كه آن اسرار و حقايق از چه سنخى است ؟

--> ( 1 ) ميزان الحكمة ( با ترجمه ) ؛ ج 12 ، ص 5796 ، ح 19516 : نقل از البحار ؛ 77 / 140 / 19 . ( 2 ) ميزان الحكمة ( با ترجمه ) ؛ ج 3 ، ص 1038 : نقل از البحار ؛ 2 / 182 باب 26 ؛ و . . . .